يادت مي آيد؟

 قرار گذاشته بوديم ستاره ها را بشمريم

اگر تك در آمدند من يك بار تو را ببوسم

 و اگر زوج در آمدند من دو بار تو را ببوسم

شروع به شمردن كرديم كه تو به خواب رفتي و من یواشکی سه بار تو را بوسيدم...

  
نویسنده : خانومی... ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۳


 

سلام عزيزم

وقتی ازت خبر ندارم تازه ميفهمم چقدر دوستت دارم و بهت وابسته شدم

 الان دو روزه ازت خبر ندارمکجايی؟

خدايا هر جا که هست خودت مواظبش باش

به کی بگم دلم واسه خانومی گفتنات تنگ شدهبه کی بگم؟...

  
نویسنده : خانومی... ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸۳