سلام...
اين روزا غصه زياد دارم
يک هفته است همش با آقايی دعوام ميشه
ولی همش اونه که معذرت خواهی ميکنه...ديگه از خودم بدم مياد...ولی خوب با اينکه من دعوا رو شروع ميکنم اما مقصر اصلی اونه
خودش هم خوب ميدونه واسه چی...
ولی به زور هم که شده بود ديشب يه کم خنديديم
کاش هميشه با هم خوش بوديم!!!
اين روزا همش فکر ميکنم نکنه ما داريم تو رابطه مون اشتباه ميکنيم؟؟؟کاش يکی بود تا واسش درد دل ميکردم


بهش گفتم:ديگه مثل قبلا دوستت ندارم...ولی اون هيچی نگفت...بهش گفتم:دلم به هيچيت خوش نيست...بازم هيچی نگفت...بعد که خواستيم تلفن رو قطع کنيم گفت: من نوکرتم...آخه من نوکر ميخوام چيکار آقايی؟؟؟
***ديشب غزلی سرود...عاشق شده بود!!!با دست ودلی کبود عاشق شده بود...افتاد وشکست...زير باران پوسيد!..آدم که نکشته بود...عاشق شده بود...***
الان هم تو سايت دانشگاهم...اومدم به همه ی اونا که منو تنها نذاشتن سر بزنم...از همشون ممنونم
از همينجا بوس بوس بوس


**************************
